
در 1954، الويس پريسلي نخستين صفحه خود را ضبط كرد. در يك طرف صفحه «چشم، مامان» اثر بيگ بوي كراداپ سياهپوست، از خوانندگان بلوز و پدر راك اندرول را خوانده بود، و در روي ديگر «ماه آبي كنتاكي» اثر پدر موسيقي روستايي كنتاكي يعني بيل مونروي سفيد پوست آمده بود. اين نقطه عطفي بود براي آنكه موسيقي سياه با كيمياگري به موسيقي سفيد و موسيقي سفيد به موسيقي سياه تبديل شود. پريسلي در مكان و زمان مناسب و درستي ظهور كرد. تنها كاري كه لازم بود بكند چيدن ميوه رسيده از شاخههاي فراوان درختي بود كه ريشههاي آن از قرنها پيش از سرزمينهاي دور تغذيه شده بود.
اگر تجارت فضاحت بار «چوب آبنوس» نبود، بسياري از انواع موسيقيهايي كه از آن پس بخشي از فرهنگ ما شدهاند نيز نبودند. انواعي چون راك، كاليپسو و مرنگو از كارائيب، سامبا و كاپواريا از برزيل. امروز موسيقيدانهايي كه در پي ريشهها و منابع جديد الهام هستند فرمهاي موجود را از موسيقي پيوندي مي آفرينند.
وام گيري، غارت، جذب و داد و ستد فرهنگي همواره تمدنها را از لحاظ فرهنگي غنا بخشيده است. آهنگ انتشار وسايل ديداري – شنيداري و چندگونگي وسايل ارتباطي مشترك ميان چند قاره موجب تشديد مبادلات فرهنگي با آهنگ سرسام آور شده است. در اين ميان موسيقي كه مانع زبان را پشت سر مي نهد و بر دلها نشاط ميبخشد يكي از ممتازترين وجوه اين مبادلات به شمار ميرود.
محققاً يكي از بزرگترين جريانهاي تلفيقي در موسيقي جهان در قرن هشتم آغاز شد. در اين دوران، موسيقي هند، از يك سو به آسيا مركزي، ايران و افغانستان و از سوي ديگر به تركيه و خاورميانه نفوذ يافت. نفوذ موسيقي هندي در خاورميانه در موسيقي عربي تاثير نهاد و اين يك به نوبه خود در شمال آفريقا نشر يافت و از آنجا به اسپانيا راه گشود و به پيدايش موسيقي فلامنكو در آن ديار منجر گشت. اعراب اخراجي از اسپانيا در قرون بعد اين موسيقي را به شمال آفريقا باز آوردند و موسيقي «اندلسي» را در آن منطقه خلق كردند.
در حدود سال 1920 كه موسيقي جاز در نيواورلئان پا گرفت از طبل آفريقايي خبري نبود. اين ساز را در دوران برده داري در آمريكا قدغن كرده بودند. از اين رو، نوازندگان موسيقي جديد به جاي آن از طبل بزرگ دستههاي موزيك نظام استفاده كردند. طبل بزرگ با سنجي پايه دار در جشن و پايكوبيهاي خياباني سياهان يا در مراسم تشيع براي ايجاد ريتم به كار ميرفت. طبل بزرگ اساساً كاربرد يك مترونوم (زمان سنج) را داشت و نوازنده آن بدون هيچ كوششي براي بداهه نوازي فقط با ضربههاي خود زمان را تقطيع ميكرد. سرانجام طبل نظامي جاي خود را به صورت آشناي طبل در موسيقي جاز داد. اما نوازندگان آمريكايي هنوز هم در نواختن اين ساز كم و بيش به الگوهاي ريتميك اوليه جاز متداول در دهه چهل كه از بدعتهاي هارمونيك و ريتميك پيشرفتهاي (سبك بيباپ) برخوردار بود، وفادار ماندهاند.
سازهاي دوزخي
مي دانيم كه همه شما مي دانيد ولي بالاخره بايد از يك جا شروع كرد! موسيقي الكترونيكي موسيقي است كه با لوازم الكترونيكي نواخته مي شود. هر صدايي كه به وسيله يك سينگال الكترونيكي ايجاد شود، جزو موسيقي الكترونيكي به حساب مي آيد و اين اصطلاح گاهي براي اين منظور نيز استفاده مي شود. در جايي كه معمولاً وقتي آهنگي نواخته شود و صوتي به وجود آيد، به آن موسيقي مي گوييم، حتي صداهايي كه تقويت كننده هاي الكترونيكي ايجاد مي كنند هم جزو بحث موسيقي الكترونيكي به حساب مي آيند (به طور مثال موسيقي جاز يا فولك هم بحث زيادي در اين مورد برانگيخته اند.)
در قسمت انتقادي و بازيابي، لفظ موسيقي الكترونيكي به موسيقي گفته ميشود كه عمدتا توسط اجزاي الكترونيكي، مانند سينتي سايزرها، سمپلرها، كامپيوترها و دستگاه هاي درام ساخته مي شوند. از لحاظ تئوري، موسيقي ميتواند شامل هر كدام از آرايه هاي ديگر ادوات باشد.
درهيچ جريان فرهنگي دوسويهاي سيستمهاي فكري به طور كامل منتقل نميشوند. فقط پارههايي منتقل ميشوند. در مورد تاثير موسيقي كلاسيك هند بر موسيقي غرب، آهنگسازان غربي گاهي عناصر تكنيكي يي چون راگا(رنگ يا مقام)، رديف و طنين را از موسيقي هند گرفتهاند و آنها را با سبك و برداشت شخصي خود آميختهاند.الكساندر اسكريابين و گوستاو هولست از آهنگسازان تحت تاثير فرهنگ و موسيقي هندي بودند.



